تبليغاتX
دختر تنها

arezokami

ارزو

arezokami

http://arezokami.blogfa.com

دختر تنها

دختر تنها

دختر تنها

سلام
سلامم به گرمای دستت ای دوست
دلم لحظه ای بادلت روبروست
بگو عاشقی تا سلامت کنم
تمام دلم را به نامت کنم.

دختر تنها

_________________________________
در پايان، اين حديث هاي عارفانه و زيبا رو به عنوان عيدي به همه ي شما تقديم مي کنم،
شما هم با دقت بخونيد و يه کم روشون فکر کنيد، چون تو زندگي خيلي کاربردي اند!:

معولاً خيلي از ماها وقتي مريض ميشيم، ناراحت ميشيم و صبرمون رو از دست ميديم و حتي
گاهي هم از خدا بخاطر بيمار کردنمون شکايت مي کنيم!
اما اگه اين حديث زيبا رو بدونيم يه کم فکرمون باز ميشه و درجه ي صبر و تحمل مون بالا ميره و
مي فهميم خداي مهربون، تموم کارهاش حکيمانه و از روي حساب و کتابه:


امام رضا-ع مي فرمايد:
بيماري براي مؤمن، رحمت و موجب پاک شدن است و براي کافر، عذاب و لعنت است،
و بيماري از مؤمن زائل نمي شود تا اينکه گناهي بر گردن او نماند.


 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:5 توسط ارزو |
_________________________________

 حريمت قبله ي جانم/ بود حب تو ايمانم


تو را هر لحظه مي خوانم/ رضا جانم، رضا جانم


منم مست ولاي تو/ گدايم من گداي تو


نهادم سر به پاي تو/ رضا جانم، رضا جانم

ميلاد شمس الشموس، خسرو اقليم طوس، شاه انيس النفوس،
برشما و ، تبريک و تهنيت.



+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:2 توسط ارزو |
_________________________________
 

 

 

 

 

 

سلام به بروبچ

عیدتونم مبارک نماز روزه هاتونم قبول

حالتون چه جوره؟

امیدوارم که خوب باشید.

خوب دیگه من دارم میرم یعنی دارم میرم که بیفتم تو مسیر کنکورواز این حرفا

نه اینکه دیگه نتونم بیام ولی خیلی دیر دیر دیگه میتونم بیام باید بشینم درس بخونم

ایشالا سال دیگه این موقع میامو یه بست میزارم که اره قبول شدم

همتونو به خدا می سبارم دعایم کنید

خدانگهدار

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 16:56 توسط ارزو |
_________________________________

شهادت امام علي عليه السلام


کوفه امشب التهاب محشر است
کوفه امشب کربلايي ديگر است
جبرئيل آواي غم سر داده است
در فلک شوري دگر افتاده است
تير غصه بر دل زارم نشست
تيغ دشمن فرق مولايم شکست
قلب مجنون سوي صحرا مي رود
حيدر-ع امشب سوي زهرا ميرود

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 14:4 توسط ارزو |
_________________________________

شب قدر

 

 شب قدر است و من قدري ندارم
چه سازم توشه ي قبري ندارم
ندارم هيچ جز بار گناهي
الهي! يا الهي! يا الهي
مبادا ليلة القدرت سرآيد
گنه بر ناله ام افزون تر آيد
مبادا ماه تو پايان پذيرد
ولي اين بنده ات سامان نگيرد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 14:3 توسط ارزو |
_________________________________
چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 11:17 توسط ارزو |
_________________________________
داستان یک وبلاگ نویس
آخیش ، همه چیز فعلا تموم شد ، دیگه تنهای تنها شدم ، دیگه وقتی غصه میخورم کسی نیست که ناراحت بشه و غصه بخوره ، چرا همه به من طور دیگه ای نگاه میکنند ، حتی درختهای بلند این خیابان که به خیابان انقلاب ختم میشه ، چرا بهش گفتم اونطرفی بره ! ، میتونست از همینجا هم بیاد ، بگذار عقب رو نگاهی کنم ، هنوز سر جاش ایستاده بود و نگاهم میکرد ، چی بهم گفت ، گفت برو دنبالش ، محمد رضا کجا رفت ، ولش کن ، بگذار بره ، دیگه هیچکس و نمیخوام ، اونم رفت که رفت ، اصلا امشب خونه هم نمیرم ، میرم توی پارک میخوابم ، نه ، اینطوری که نمیشه ، دلم نمیخواد ، دل اونم نمیخواد ، ولی باید اینکارو کنیم ، باید اینطوری نشون بدم ، باید دیگه هیچ امیدی بینمون نباشه ، دو ماه دیگه که دیدمش درستش میکنم ، تا دو ماه دیگه من میمیرم ، نه ، یک ماه دیگه که مسیج ها شروع میشه دوباره زنده میشم ، زندگی تازه ، الان باید چیکار کنم ( همینطور گیج و ویج توی خیابان راه میرفت ، اصلا نفهمید چه وقت از وسط خیابان انقلاب گذشت ، چند بار نزدیک بود اتومبیل ها بهش برخورد کنند ، به یک خیابان خلوت رسید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 20:52 توسط ارزو |
_________________________________

 

. شعبان شد و پيک عشق از راه آمد

عطر نفس بقيت الله آمد

با جلوه ي سجاد و ابا الفضل و حسين

 

يک ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 22:1 توسط ارزو |
_________________________________
خطاهای انتخاب همسر

خطاهای انتخاب همسر:

 

*سرعت بیش از اندازه در انتخاب همسر،جایز نیست،نامزدی و آشنایی در

 

(یک زمان معقول)بسیار موثر است.

 

*بهتر است در سن خیلی پایین،ازدواج نکنید.بگذارید به اندازه کافی شناخت پیدا

 

کنید(شناخت از نیازهای خود و همسرتان)مطمئن شوید که با چگونه فردی قصد

 

ازدواج دارید.

 

*بیش از حد برای ازدواج اشتیاق نشان ندهید.به مشتاقان دیگر هم اجازه ندهید شما

 

را به ازدواج زود هنگام و نسنجیده وادار کنند.

 

*برای راضی کردن دیگران ازدواج نکنید.این شما هستید که با انتخاب صحیح سود

 

می برید و با انتخاب نادرست ضرر می کنید.

 

*قبل از این که کسی را از همه جهت بشناسید با او ازدواج نکنید.

 

*با توقع های بی جا ازدواج نکنید.

 

*به خاطر ترحم با کسی ازدواج نکنید.

 

*با فردی که از همراهی و دوستی با او خسته مس شوید ازدواج نکنید.

 

*با کسی که ان چه را دوست می دارد و مقدس می شمارد نمی تواند با شما تقسیم

 

کند و شما را شریک خود به شمار اورد ازدواج نکنید.

 

*به خاطر این که عاشق فردی شده اید با او ازدواج نکنید.

 

*به دلیل تنهایی و درماندگی ازدواج نکنید.

 

*به خاطر رفع نیازهای جنسی ازدواج نکنید.

 

*برای پر کردن خلاهای احساسی و روحی خود ازدواج نکنید.

 

*به خاطر مسائل مادی ازدواج نکنید.

 

ازدواج یک رابطه است نه پروژه ای که باید کاملش کنیم

 

یا مشکلی که باید حل کنیم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 12:48 توسط ارزو |
_________________________________
رویا
فراسوی قله های خیال من در پروازی

آنقدر دور که در دنیای باور من نمی گنجی

دست های نیازم را اگر تا ثریا بالا برم

باز هم به قدمگاه پاک تو نخواهد رسید

اگر همه ی چشم ها برایم چشم امید شوند

به ناجی ای نارسیده باز هم ...

با این حال !

          همچنان در آغوش آرزوهای منی

          و این تا دیدار قیامت مرا کافیست .

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 21:11 توسط ارزو |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا